مقدمه ای بر تاریخچه پیدایش مدیریت ساخت

مقدمه ای بر تاریخچه پیدایش مدیریت ساخت
مقدمه ای بر تاریخچه پیدایش مدیریت ساخت

بسیاری از صنایع و بخش ها نیاز دارند تا برای اهداف خود برنامه ریزی نموده و در جهت دستیابی به اهداف تلاش نمایند. یکی از مواردی که در جهت رسیدن به اهداف در صنایع و کسب و کار های مختلفی بسیار حائز اهمیت است، وجود مدیریتی متناسب با شرایط خاص آن صنعت و یا کسب و کار مربوطه میباشد. صنعت ساخت (Construction Industry) یکی از صنایعی است که به طور خاص با پیچیدگی های فراوان، ریسک ها بالا و چالش های متنوعی درگیر بوده و با توجه به این شرایط، احساس نیاز به مدیرانی متناسب و آشنا با این صنعت بسیار بیشتر است.

با مطالعه ای مختصر بر بناهای تاریخی مانند اهرام ثلاثه مصر که در طی سالیان متوالی ایجاد شده اند، میتوان به این موضوع پی برد که ساخت چنین سازه هایی در گذشته نیز نیازمند وجود یک مدیریت قوی برای برنامه ریزی و ساخت آن بنا ها بوده و بدون وجود یک مدیر ساخت (Construction Manager)، عملا این کار غیر ممکن بوده است.

باید به این نکته توجه داشت که درگذشته شغلی تحت عنوان مدیریت ساخت وجود نداشته است، اما بسیاری از افراد بر اساس تجربه و مهارت های خویش، ساخت بناها را مدیریت میکردند. اما امروزه مدیریت ساخت به عنوان یک حرفه مجزا و متمایز ایجاد شده تا مدیران و متخصصان فراوانی را در این عرصه تربیت نماید. 

شکل 1. تصویری از زمان های قدیم که مهندسان و پیمانکاران نقش مدیر ساخت را ایفا میکردند.

در دهه 1960، با نارضایتی کارفرمایان از پیمانکاران، بخشی از کارفرمایان شروع به استخدام مشاور با هدف انتقال وظایف مدیریتی خود در مراحل ساخت پروژه نمودند. رویکردی که در سال 1970میلادی، زمانی که تورم به شکل افسار گسیخته ای صنایع زیادی، بخصوص صنعت ساخت را با بحران مواجه نمود، مورد توجه بیشتری قرار گرفت. در نتیجه، در طول دهه 1970 و با افزایش تورم ناشی از تحریم نفتی، افزایش سطح دعاوی حقوقی، تقاضا برای تکمیل سریع و مدیریت بهینه پروژه ها، باعث ایجاد نیاز برای تغییر در رویکردهای اجرا و تحویل پروژه (Project Delivery Systems) گردید و این موضوع بیش از پیش مورد استقبال فعالان صنعت ساخت، بخصوص کارفرمایان قرار گرفت.

 شکل 2. تصویری از ساخت و ساز در سال 1970 میلادی که صنعت ساخت با بحرانی جدی روبرو شده بود.

1. ایجاد ساختار مدیریت ساخت (Construction Management)

شاید بتوان اداره خدمات دولتی آمریکا (GSA) را به عنوان اولین کارفرمایانی معرفی کرد که مدیریت ساخت را در پروژه های خود به شکلی جدید استفاده نمود. این موضوع بدان جهت اتفاق افتاد که اداره GSA از نتایج بدست آمده در مقایسه با بخش خصوصی رضایت نداشته و به همین سبب به دنبال ایجاد تغییر در ساختار مدیریت ساخت خود بود. در نهایت، GSA تصمیم گرفت که با استفاده از تجربیات استفاده شده در بخش خصوصی، رویکردهای خود در طراحی و ساخت را در پروژه های خود بهبود بخشد. اما بعد از پیاده سازی مدیریت ساخت (Construction Management) در بیش از دوازده پروژه بزرگ، اداره GSA همچنان از نتایج ناراضی بوده و معتقد بود این ساختار برای آنها کارایی لازم را ندارد. اداره GSA معتقد بود که این روش انتظارات مورد نظر آن ها را برآورده نکرده است. بعضی از دلایلی که باعث کنار گذاشتن این رویکرد در آن سالها شد، عبارت بودند از:
- انتظار GSA برای ایجاد تغییرات اساسی در زمان کوتاه بسیار غیر معقول بود.
- دولت موفق نشد همه اختیارات یک مدیر ساخت را که در بخش خصوصی واگذار شده بود، به مدیر های ساخت خود واگذار نماید.
- رویه های قراردادی فدرال برای وظایف مدیر ساخت به شکل موثر منطبق نشده بود و بسیار دست و پا گیر بود.
- بروز ادعاها و تاخیرهای غیرمنتظره فراوان.
- مشکلات و کمبود بودجه های اختصاص یافته.

البته باید اشاره نماییم که در دهه 1970، سایر سازمان های دولتی نیز از GSA پیروی نموده و اقدام به ایجاد ساختار مدیریت ساخت در پروژه های خود نمودند (به طور مثال، وزارت بهداشت، آموزش و رفاه (HEW) و اداره کهنه سربازان (VA)) که بعضی از آنها نیز با شکست مواجه شدند.

2. تدوین راهنما و دستورالعمل هایی متناسب با مدیرساخت

در سال 1972 میلادی، انجمن پیمانکاران آمریکا (AGC)، با ظهور مدیریت ساخت و ابراز علاقه کارفرمایان به استفاده از آن، دستورالعمل هایی را برای روش پیشنهادی خود در مدیریت ساخت منتشر کرد. موسسه معماران آمریکا (AIA) نیز مدیریت ساخت را به عنوان یک جایگزین مناسب به رسمیت شناخت و آنها نیز بر روی تدوین گروهی از اسناد مدیریت ساخت کار کردند که سرانجام در سال 1976 منتشر شد.

شکل 3. لوگوی AGC و AIA.

بعد از گذشت زمان و مشاهده عدم پیشرفت های چشمگیر در زمینه مدیریت ساخت، نمایندگان 37 شرکت که در زمینه مدیریت ساخت فعالیت میکردند، در سال 1981 میلادی به این نتیجه رسیدند که باید یک انجمنی مختص به مدیران ساخت تشکیل شده و همچنین احساس نیاز کردند که باید چالش های موضوعات مهم مطرح شده در رشته مدیریت ساخت مانند تعریف محدوده وظایف، آموزش، روابط قانونی و حرفه ای و غیره برآورده شود. در نتیجه، انجمن مدیریت ساخت آمریکا (CMAA) در سال 1982 تأسیس شد. اولین وظیفه CMAA توسعه استانداردهای عملکردی و دستورالعمل های ساخت برای مدیریت ساخت بود. این امر در پایان دهه 1980 میلادی با منشور اخلاقی محقق شد. استانداردهای CM-at-Risk و Agency CM تولید شد و از آن زمان تحت بازبینی و به روز رسانی مداوم قرار دارد.

شکل 4. لوگوی انجمن مدیریت ساخت آمریکا (CMAA)

انجمن مدیریت ساخت آمریکا (CMAA)، امروزه به عنوان مرجع اصلی مدیریت ساخت در کشور آمریکا شناخته گردیده که به شکلی خاص در این زمینه فعالیت می نماید. برخی از اهداف این انجمن عبارتند از:
الف- گسترش درک صنعت از مدیر ساخت و ایجاد فرصت های تجاری برای مدیران ساخت؛
ب- تنظیم استانداردهای اجرایی مختص صنعت ساخت؛
پ- حمایت از تحقیقات و آموزش جهت ارزیابی و پیشبرد عملکرد مدیریت ساخت؛
ت- ارائه شبکه ای از منابع اطلاعاتی و مخاطبین تجاری؛
ث- حمایت از مدیریت ساخت در عرصه های دولتی؛
ج- صدور گواهینامه و تایید صلاحیت مدیران ساخت؛
چ- ارائه آموزش برای تربیت مدیران ساخت؛
ح- کمک به کارفرمایان برای بکارگیری مدیران ساخت تایید صلاحیت شده برای بهبود پروژه ها.

- جهت مطالعه بیشتر با تاریخچه ایجاد مدیریت ساخت، فایلی جهت دانلود قرار داده شده است.


جایگاه مبانی ارائه شده در آموزش های موسسه ACEMI

در نقشه راه جامع موسسه مهندسی و مدیریت ساخت علوی پور، در سطح مهارت های سخت (کارشناسی-اجرایی و ارشد-استراتژی) و مهارت های نرم دوره هایی جامع و کاربردی برای مدیران پروژه در صنعت ساخت دیده شده است که تمامی مباحث ارائه شده قابلیت پیاده سازی را دارند. البته به صورت خاص، دوره استاندارد مدیریت ساخت و دوره اجرای پروژه به روش CM در سطح چهارم و پنجم نقشه راه آموزشی موسسه دیده شده است که به آموزش کامل این مبانی پرداخته خواهد شد. به جهت آشنایی با نحوه برگزاری و زمان برگزاری این دوره ها می توانید به تقویم آموزشی موسسه مهندسی و مدیریت ساخت علوی پور مراجعه نمایید.

نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر ابتدا وارد پروفایل کاربری خود شوید.