متن سوال

تفاوت های آموزشی دانشگاه هایی مثل بیرمنگام، استراسبورک یا دانشگاه های آمریکا با دانشگاه های ایرانی در رشته مدیریت پروژه در چه مباحثی می باشد؟ عمده تفاوت آموزش در یک دانشگاهی در ایران با اروپا یا آمریکا در چیست؟

پاسخ سوال

- در ابتدا عرض کنم اینطور نیست که به صورت صفر و صد به موضوع نگاه کنیم و امکان دارد همه جا نقاط ضعف و قوت زیادی وجود داشته باشد. اما موضوع تفاوت دانشگاههایی که در زمینه مدیریت ساخت و پروژه فعالیت میکنند، نه لزوما به خاطر محتوا، بلکه به واسطه برنامه آموزشی و سطوح افرادی که به عنوان راهنما در کنار شما هستند اتفاق می افتد (البته نه لزوما همه دانشگاههای خارج کشور).

- اتفاقی که عموما در این دانشگاهها رخ میدهد مثل حالتی است که به یک نوزاد کم کم راه رفتن را آموزش میدهند و برای دویدن مابقی مسیر به خودش بستگی دارد. این موضوع به خاطر سطح برنامه ریزی، حرفه ای گری و تجربه اساتید، زمان اختصاص داده شده به دانشجو و امکاناتی است که در اختیارش قرار میگیرد.

- در واقع کار دانشگاه این است که به شما یاد بدهد چطور بیاموزید، چطور راه برید، چطور انگیزه برای آینده پیدا کنید و در این مسیر مجهزتان کند. دانشگاه افق دید شما را افزایش میدهد تا فراگیر آماده ورود به بازار کار یا ادامه مسیر اکادمیک خودش باشد.

- ارتباط دانشگاه با شرکتها و برگزاری career fair و career center و دعوت از این شرکتها برای سمینار و ...، ارتباط دانشگاه با انجمنها، بازدید از پروژه ها و ...، دانشجو را در این مسیر هدایت میکند.

- البته همه به یک شکل در این مسیر هدایت نمیشوند و این هم بسته به دانشجو دارد که به چه شکلی خودش را در این مسیر قرار دهد. یادم است من زمانی که دکترا میخواندم (نقل قول از جناب دکتر علوی پور) و دستیار پروفسور آردیتی بودم، خیلی وقتها تا ساعت ۱۱ شب در اتاق کار خودم میماندم و حتی ۹ شب به دفتر آردیتی میرفتم. زمانی که شاید هیچ فردی در دانشگاه نبود! اما لزوما همه به یک شکل فعالیت نمیکنند و از یکجایی به بعد به دانشجو بر میگردد.

- از نظر سطح محتوا هم شاید لزوما تفاوت محتوا نباشد که باعث تمایز میشود، بلکه نقشه راه آموزشی مدون همراه با اساتید با تجربه که عاشق کارشان هستند وجه تمایز بیشتری ایجاد مینماید. در واقع اینکه استادی زمان خودش را به دانشجو اختصاص میدهد و فعالیتهای جانبی استاد باعث نمیشود از این زمان جلوگیری کند و البته کمتر بودن دغدغه های معیشتی به استاد و دانشجو کمک میکند برای آنچه که برنامه ریزی کردند فعالیت کنند، تنش ها و ناراحتی ها را در این مسیر کمتر میکند.

- در انتها باید به این موضوع اشاره نماییم که حتی با وجود تحصیل در این دانشگاهها، باز هم شما نیاز به آموختن و مطالعه بسیاری از دستورالعملها و استانداردهای اجرایی دارید که در عموم این دانشگاهها فرصتی برای آموزش آنها نیست و از نقطه آغاز فعالیت شما در پروژه ها مبانی مهمتری باید فراگرفته شود که در دوران تحصیل لزوما آموزش نمیبینید.