نحوه کمینه سازی (کاهش بهینه) هزینه کل پروژه

نحوه کمینه سازی (کاهش بهینه) هزینه کل پروژه
نحوه کمینه سازی (کاهش بهینه) هزینه کل پروژه

موازنه زمان و هزینه و آنالیز آن که به Time-cost tradeoff analysis معروف است، یکی از اهرم‌های مهم برای شناسایی برنامه زمان‌بندی است که منجر به کمترین هزینه در پروژه‌ها می‌شود. البته این آنالیز کاربردهای دیگری همچون یافتن کمترین زمان ممکن برای اتمام پروژه  (crash duration) نیز دارد. موضوعی که در PMBOK  نیز به‌صورت سطحی بدان اشاره شده است و این موضوع مطرح گردیده که یکی از راه‌های کاهش زمان پروژه، Crash  نمودن برنامه زمان‌بندی است. موضوعی که طبیعتاً با افزایش سطح منابع، با افزایش هزینه‌ها همراه بوده و اگر به درستی و با در نظر گرفتن پارامترهای کافی انجام نشود، میتواند حتی نتایج معکوسی به همراه داشته باشد. موضوعی که پیمانکاران برای تدوین برنامه زمانی جبرانی نیاز به تحلیل دقیق آن دارند. از این جهت، در این مقاله قصد داریم به ارائه بخشی از مطالعه‌ای که توسط دکتر علوی پور و پروفسور Arditi که در سال 2019 در مجله Automation in Construction به چاپ رسیده است، بپردازیم ([1]). مطالعه ای که سعی کرده است تا با در نظر گرفتن هزینه های تامین مالی، الزامات قراردادی، برنامه زمانی تدوین شده و هزینه های اجرای کار، اقدام به انجام تحلیلهای پیچیده و ارائه مناسب ترین برنامه، با کمترین هزینه اجرا و کمترین هزینه تامین مالی پروژه نماید. 

1. کمینه سازی هزینه کل پروژه

به‌طورکلی همان‌طور که در مقاله اهمیت مبانی مدیریت هزینه در برنامه ریزی پروژه گفته شد، در پروژه‌ها دو نوع هزینه مستقیم و غیرمستقیم وجود دارد که عموما در صورت اتمام زودهنگام پروژه، هزینه مستقیم افزایش و هزینه غیرمستقیم کاهش خواهد یافت. اگر پیمانکار بخواهد پروژه را زودتر تمام نماید، باید منابع بیشتری در هر روز به فعالیت‌ها اختصاص داده و هزینه مستقیم بیشتری متوجه اجرا می‌شود. از جهتی، به دلیل کوتاه شدن زمان، هزینه‌های غیرمستقیم که بخشی از آن بالاسریهای سازمان (General Overhead یا Home Office Overhead) هستند، عموماً کاهش پیدا مینماید. مجموع هزینه مستقیم و غیرمستقیم عموماً در دو نقطه Crash و Normal بالاترین میزان و بین این نقاط در حالتی که باید آنالیزهای پیچیده‌ای نیز صورت گیرد، کمینه (مینیمم) می‌گردد. سال‌هاست در دنیا مطالعات بسیاری بر روی این نوع موازنه صورت‌گرفته و به‌صورت کاربردی در شرکت‌های معتبر در حال استفاده است. این موازنه حتی با شرایط تورمی توجیه بیشتری پیدا کرده و نقطه بهینه به سمت Crash (زمان کمتر) نزدیک‌تر می‌شود. این موارد البته در زمانی صحیح است که رقم قرارداد وابسته به هزینه‌های پیمانکار نباشد. از طرفی، طولانی‌تر شدن پروژه نه‌تنها هزینه تأمین مالی بیشتری به کارفرما تحمیل می‌نماید، بلکه بهره‌برداری دیرهنگام از پروژه، کارفرما را با مخاطرات بازگشت منابع مالی و مشکلات سرمایه‌گذاری آتی مواجه می‌کند.

شکل 1. نمودار موازنه زمان و هزینه (هزینه های مستقیم، غیر مستقیم و کل پروژه در طول زمان)

اما موضوعی که در این‌ بین اهمیت دارد، آن است که تغییرات برنامه زمان‌بندی بر روی شبکه جریان‌های نقدینگی که تأمین مالی نیز بدان وابسته است، تأثیر گذاشته و می‌تواند نقطه بهینه را به علت تغییر هزینه تأمین مالی نیز جابه‌جا نماید. در واقع، نقطه بهینه و برنامه زمان‌بندی بهینه‌ای که بدون درنظرگرفتن هزینه تأمین مالی لحاظ گردد، حقیقی نبوده و نیاز است تا هزینه مالی نیز در این موازنه لحاظ گردد. مدل ارائه شده نه‌تنها در مطالعه معرفی شده این کار را انجام می‌دهد، بلکه در هر موازنه، هزینه تأمین مالی را نیز با ترکیب وام بلندمدت (Long-Term Loan)، وام‌های کوتاه‌مدت (Short-Term Loans) و خطوط اعتباری (Lines of Credit) بهینه کرده و سپس در موازنه لحاظ می‌نماید. قابل‌ذکر است که نرم‌افزارهای برنامه‌ریزی پروژه قادر به انجام این نوع آنالیزها نبوده و باید برای این تحلیلها الگوریتم‌های به‌خصوصی نوشته شود. در مطالعه معرفی شده، این آنالیزها با استفاده از نوشتن الگوریتم ترکیبی ژنتیک (Genetic Algorithm) و مدل ریاضی بهینه سازی خطی (Mathematical Programming) انجام شده است و قابلیت آن را دارد تا با استفاده از برنامه زمانی تدوین شده، الزامات قراردادی، الزامات تامین مالی پروژه، گزینه های تامین مالی پروژه و البته محدودیتهای تامین مالی، اقدام به ارائه بهترین برنامه که منجر به کمترین هزینه مجموع در پروژه میگردد، نماید.  

شکل 2. الگوریتم مدل پیشنهادی

2. نتیجه گیری

در نهایت، این مطالعه مدلی را پیشنهاد می‌کند که نشان می‌دهد درنظرگرفتن چندین جایگزین تأمین مالی، مزایایی برای پیمانکاران نسبت به استفاده از یک خط اعتباری دارد (موضوعی که در مقاله نحوه محاسبه هزینه های پروژه و کمینه سازی هزینه های تامین مالی به آنها پرداخته شد). به صورت خلاصه، مزایای استفاده از چندین جایگزین تأمین مالی عبارت‌اند از:
الف-از آنجایی‌که وام گرفتن از یک منبع تامین مالی کاری دشوار است، استراتژی پیشنهادی برای جستجوی جایگزین‌های تأمین مالی مختلف از وام دهندگان مختلف یک مزیت متمایز برای پیمانکاران است. در اینصورت پیمانکار میتواند نه تنها از پیشنهادات بیشتری بهره مند گردد، بلکه ریسکهای خود را نسبت به محدودیت تامین مالی نیز کاهش دهد.
ب- مثال ارائه شده در این مقاله نشان می‌دهد که مدل پیشنهادی نسبت به مدل‌هایی که فقط از یک خط اعتباری (Line of Credit) استفاده می‌کنند، هزینه تأمین مالی کمتر و سود بیشتری ایجاد می‌کند.
پ- مدل پیشنهادی، ترکیبی بهینه از جایگزین‌های تأمین مالی مختلف را در نظر می‌گیرد و یک برنامه زمان‌بندی تأمین مالی بهینه برای زمان اتمام پروژه به شکلی ارائه میکند که مجموع تمامی هزینه های پروژه کمینه بوده و پیمانکار با خیال راحت اقدام به اجرا و تامین مالی پروژه نماید. باید اشاره نمود که مدل پیشنهادی تا حد زیادی قابلیت مدلسازی شرایط مختلف را حتی در حین پروژه و با تغییر برنامه زمانی دارد.
ت- مدل پیشنهادی می‌تواند تأمین مالی بهینه را در هر دو حالت از پیش تعیین شده و تعیین نشده برای محدودیتهای تامین مالی ارائه نماید. بدین صورت که اگر محدودیت تامین مالی تعیین شده باشد، بهترین برنامه با در نظر گرفتن محدودیتها ارائه شده و اگر محدودیتی در نظر گرفته نشده باشد، مدل به صورت پیشنهادی سقف میزان بهینه تامین مالی در هر گزینه را پیشنهاد میدهد. تمام این اتفاقات با در نظر گرفتن محدودیتهای قراردادی، برنامه ای و مالی رخ میدهد تا یک برنامه اجرایی در اختیار پیمانکار قرار گیرد.

- جهت مطالعه بیشتر، فایلی جهت دانلود قرار داده شده است.


جایگاه این مبانی در آموزش های موسسه   ACEMI

در نقشه راه جامع موسسه مهندسی و مدیریت ساخت علوی پور، دوره ای در سطح مهارت های سخت با عنوان "مدیریت یکپارچه مالی، حسابداری و هزینه در پروژه و سازمان های پروژه محور" ارائه شده است که نه تنها ساختار مدیریت مالی و حسابداری پروژه را به صورت کامل و اجرایی آموزش می دهد، بلکه یکپارچگی این ساختار را با ساختارهای برآورد هزینه، کنترل و مدیریت هزینه و شبکه جریان نقدینگی، بحثهای مدیریت اسناد و مدارک، آنالیز تاخیرات، مدیریت ادعا و مبانی حقوقی و قراردادی به صورت کامل آموزش داده می شود. باید توجه داشت که دوره "برنامه ریزی، زمانبندی، ارزیابی و کنترل پروژه" پیشنیاز این دوره می باشند. البته مبانی هزینه ای دوره ای در سطح فرآیندی نیز دارند که در سطح مهارتهای سخت - ارشد و استراتژی به عنوان دوره مدیریت هزینه در طول چرخه حیات پروژه ارائه شده است. همچنین به جهت آشنایی با سایر دوره ها و تاریخ برگزاری آن ها می توانید به بخش تقویم آموزشی موسسه مهندسی و مدیریت ساخت علوی پور مراجعه نمایید.

[1] Alavipour, S.M.R. Arditi, D. 2019. Time-cost tradeoff analysis with minimized project financing cost. Automation in Construction.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است.
برای ثبت نظر ابتدا وارد پروفایل کاربری خود شوید.