متن سوال

با داشتن مدرک کارشناسی مهندسی عمران و قصد ورود به بازار کار برنامه ریزی و کنترل پروژه، بدون داشتن سابقه کار عمرانی: بنده ۳ سال سابقه کارمند اداری و حسابداری دارم، اطلاعات دقیقی از شرایط و مهارت های لازم برای کنترل پروژه ندارم، با مشورت به من گفتند لازم است excel، msp و p6 را یاد بگیرم.
آیا این ۳ نرم افزار کفایت میکند یا موارد بیشتری هم وجود دارد؟
اکسل را بصورت حرفه ای کار کرده ام و قادر به ساخت داشبورد های مدیریتی خلاقانه و حرفه ای میباشم. اما باMSP  و P6 کار نکردم؟
برای یادگیری این دو نرم افزار چه منابعی را مناسب میدانید؟ و برای حرفه ای شدن در این فیلد کاری به چه آموزش هایی نیاز دارم؟

 

پاسخ سوال
- در ابتدا اینکه عموما در هیچ کجای دنیا با ابزار آموزش را شروع نمیکنند.
- ما در هر بخشی از پروژه با یک بحث ورودی، ابزار و خروجی مواجه هستیم. نرم افزارها ابزارهایی برای بهینه سازی فرآیند اجرا و بهبود خروجی ها هستند.
- شروع فرآیند از این ابزار لزوما به خروجی مناسب منجر نمیشود. به طور مثال، اگر در برنامه ریزی پروژه شما شبکه ای را تدوین کنید که از اصول و مبانی اولیه تبعیت نکند، نرم افزار کمکی به خروجی های شما و انجام یک فرآیند چرخه ای مناسب برای کنترل پروژه ای نمیکند.
- تمام تصمیماتی که شما در تدوین برنامه میگیرید اعم از انتخاب logic، lead، lag، انواع تخصیص منابع، شناسایی مسیر بحرانی، تعیین قیود، ارزیابی ساخت پذیری برنامه زمانبندی (schedule constructability analysis)، آنالیزها، audit های عمودی و افقی که بر روی برنامه انجام میشود تا IMS ایجاد شود، مفاهیم front end planning، مواردی مثل WBS و ارتباطش با SOW، تدوین basis document، نحوه تخصیص ذخیره احتیاطی یا contingency، نحوه تخصیص هزینه ها، تعیین بالاسری و تفکیک آنها بر اساس سازمان و پروژه و انطباقش با سیستم حسابداری و تعیین و مدیریت هزینه های تعهد داده شده و نداده شده، تدوین دفتر کل هزینه های پروژه، دفتر کل ماشین آلات و بحث های مربوط به EVM، تخصیص هزینه در سطوح فعالیت ها، working package و planning package و استفاده از مواردی مثل rolling wave planning، آنالیز تاخیرات به کمک روشهای prospective، retrospective و خیلی از موارد دیگر مبانی نیستند که با یادگیری نرم افزار حل شوند و بسیاری از مشکلات به دلیل عدم توجه به مبانی اتفاق می افتد.
- یک مثال ساده اینکه انتخاب logic ها و قیدها میتواند در برنامه ریزی و کنترل پروژه مشکلی ایجاد نکند، اما در آنالیز تاخیرات ما را دچار مشکل میکند. یا در شرایطی که شما تفکیک هزینه درستی نداشته باشید قادر نیستید خسارت ناشی از بالاسری های جذب نشده سازمان (HOOH) را با فرمول های رایج حساب کنید.
- زمانی که شما مبنای محاسباتی و درستی برای تعیین درصد بالاسری و سود نداشته باشید و CONTRIBUTION MARGIN RATIO را حساب نکنید نمی توانید اقدام به برآورد صحیح سود پروژه و حتی پیش بینی شبکه جریان نقدینگی پروژه و سازمان کنید. اینها در بسیاری از پروژه های دنیا جاری و رایج هست؛ صرفا مبانی آکادمیک نیست زیرا نمونه های اجرایی زیادی دارد و در بسیاری از سازمان ها به دستورالعمل های اجرایی تبدیل شدند.
- تمام این موارد در بخش برنامه ریزی پروژه، مدیریت مالی و هزینه، نرم افزارهای MSP و P6، مدیریت اسناد و مدارک، ارزیابی اقتصادی، آنالیز تاخیرات و کلیم به یکدیگر وصل هستند و عملا ارتباط عمیقی بین این موارد وجود دارد.
- یک زمان شما صرفا تمایل به یادگیری آنچه در پروژه های کشور رایج است دارید (که بعضا رویه های اشتباه زیادی نیز به عنوان تجربه مطرح هست) و یک زمان شما قصد دارید به عنوان فردی تعیین کننده در این ساختار باشید.
- پاسخ به این سوال میتواند رویکرد شما را در یادگیری و ورود به بازار کار مشخص تر کند.
- پیشنهاد میکنیم نقشه راه آموزشی موسسه را مشاهده نمایید.