در قراردادهای داخلی ایران، برنامههای زمانی به 2 دسته کلی و تفصیلی تقسیم شدهاند.
1. آیا تقسیم برنامههای زمانی به دو دسته کلی و تفصیلی درست است؟
2. اگر درست نیست، ایراد آن چیست؟
3. ایراد این تعاریف چه مشکلاتی ایجاد میکند؟
4. راهکار برای اصلاح این تعاریف چیست؟
یکی از مشکلات اساسی در قراردادهای کشورمان، تعریف نادرست برنامههای زمانی کلی و تفصیلی است.
در نشریه ۴۳۱۱ و سایر اسناد، برنامهای که ضمیمه قرارداد میشود و پیمانکار بر اساس آن برنامه خود را به شکل تفصیلی ارائه میدهد، به برنامه زمانی کلی (Master Schedule) معروف شده است. درحالیکه همین عنوان برای برنامهای که مدیر طرح تهیه میکند نیز به کار میرود!
این ترجمهها علاوه بر اینکه اشتباه هستند، با یکدیگر نیز تناقض دارند؛ زیرا با یک عبارت برای چند کاربرد ارائه شدهاند. این تناقض عجیب در بخش برنامه تفصیلی هم دیده میشود و باعث ابهام در مسئولیتها و اجرای پروژهها شده است.
ایراد این تعاریف چیست؟
- طبق سند CMAA، برنامه Master Schedule در مرحله پیش از طراحی توسط مدیر ساخت (یا مدیر طرح) تهیه میشود و در ابتدا کلی بوده و سپس با پیشرفت پروژه تفصیلی میشود. پس بهکاربردن عبارت کلی یا تفصیلی برای آن از اساس اشتباه است.
- این در حالی است که برنامهای که باید توسط مشاور/مدیر ساخت کارفرما برای اسناد مناقصه ارائه شود به Pre-Bid Construction Schedule یا Overall Construction Schedule معروف است. تفاوت این دو نیز در میزان تفصیلی یا کلی بودن آنهاست. پس بهکاربردن عبارت کلی نیز از اساس برای این برنامه اشتباه است.
در نتیجه: کلی و تفصیلی صفتهایی هستند که برای هر نوع برنامهای (طراحی، ساخت و …) به کار میروند و نباید بهعنوان یک نوع برنامه مستقل در نظر گرفته شوند (باوجود بهکاررفتن در برخی اسناد بینالمللی).
این اشتباه چه مشکلاتی ایجاد میکند؟
- ابهام در وظایف قراردادی: نقش پیمانکار، مشاور و مدیر ساخت/طرح در هر مرحله از پروژه و در قبال هر کدام از این برنامهها که سازمان و اسناد داخلی یکسان فرض کردهاند، متفاوت است و این اشتباه باعث اختلافات حقوقی زیادی میشود.
- تحلیل نادرست تاخیرات پروژه: پیمانکار باید تحلیل تاخیرات را بر روی Contractor’s Construction Schedule انجام دهد که این برنامه نیز با برنامه زمانبندی مرحله ساخت یا Construction Schedule متفاوت است. از طرفی، بسته به روش اجرا، مدیر ساخت/طرح تحلیلها را روی Construction Schedule نهایی کرده و از Master Schedule برای بررسی تعهدات کارفرما استفاده میکند.
- عدم کارایی سیستمهای کنترل پروژه در ایران: این ناهماهنگیها در تعاریف باعث شده که ارتباط بین برنامهها مشخص نباشد و کنترل پروژه به ابزاری ناکارآمد در ایران تبدیل شود؛ زیرا با تعاریف فعلی مسئولیت طرفین به شکل استاندارد تفکیکپذیر نیست.
راهکار چیست؟
- اسناد استاندارد بینالمللی وجود دارد که باید در نظام فنی و اجرایی کشور مورد استفاده قرار گیرد.
- عبارات “برنامه کلی و تفصیلی” نادرست هستند و باید جایگزین شوند!
- برنامههای مختلف باید از یکدیگر بر اساس فازهای مختلف پروژه از مرحله قبل از طراحی تا پس از ساخت تفکیک شوند و مسئولیت هر یک از طرفین در قبال هر برنامه معین گردد.
- سازمان باید از مشاورانی استفاده کند که تسلط کافی بر این اسناد در عرصه بینالمللی داشته باشند؛ چون اغلب این موارد وارداتی است و به شکل ناصحیحی مطابقت سازی شده است.