متن سوال

آیا پروژه هاي بزرگ افراد قوی و با تجربه میخواهد؟ و جای تجربه کسب کردن نیست؟

پاسخ سوال
- به این دلیل که بسیاری از مخاطبانی که در این سایت هستند دوستان جوانی میباشند که با امید زیادی تلاش میکنند و این نوع ادبیات «پروژه های بزرگ آدم های قوی میخواهد» میتواند آسیب های زیادی به آنها بزند، باید مراقب باشیم تا این اتفاق نیفتد.
- اول اینکه میتوانیم به شما قول بدهیم بسیاری از نقص ها در پروژه های ما در کشور ناشی از همین تعصب است که باعث شده خسارات زیادی متوجه همین پروژه ها شود. ما در علوم مهندسی و مدیریتی با مهارت های سختی مواجه هستیم که لزوما با تجربه منتقل نمیشوند.
- در بسیاری از موارد است که دوستان جوانتر میتوانند با هوش و ذکاوت بالاتری حتی نسبت به افراد باتجربه عمل کنند و این را میشود حتی به صورت موردی درباره اش صحبت کرد. یک خاطره ای از آقای دکتر علوی پور را برایتان نقل میکنیم تا شاید تفاوت آدم های با تجربه سازنده در سازمان ها بیشتر برای همه ما روشن شود. نقل از ایشان:
سال ۲۰۱۵ من تازه دستیار فردی  شده بودم که سال های زیادی تجربه آموزش و مدیر پروژه بودن را در کشورهای مختلفی از دنیا تجربه کرده بود. ۴ مدرک دانشگاهی از روانشناسی گرفته تا حقوق ساخت، عمران و MBA داشت و به عنوان اصلی ترین مشاور کمپانی های امریکایی فعالیت داشت. اما من فردی از یک کشور دیگر با یک فرهنگ و زبان متفاوت بودم که قرار بود به عنوان دستیار ایشان فعالیت کنم. من سال ها دستیار این شخص بودم و در حساس ترین شرایط که شاید به قول شما جای تجربه کسب کردن نیست کارها به من حتی بعضا بدون نظارت واگذار میشد. این باعث شده بود انگیزه چند برابری من به واسطه آن EQ که این فرد در من ایجاد میکرد روز به روز بالاتر رود؛ و تغییراتی که ایجاد کردم هر روز باعث تحسین بیشتری میشد. بارها و بارها تا ساعت ۱۲ شب در دفتر خودم مشغول به کار بودم و ایشان نه تنها با این نوع نگاه بالا به پایین، من را سرزنش نمیکرد بلکه همیشه با این ادبیات من را شگفت زده میکرد:
You are phenomenal Reza. You do it better than me. I am sure you will find a solution. Keep going!
در این سالها جایی ندیدم به این اشاره کند که این کارها محل خطا کردن نیست، این کارها نیروی قوی میخواهد و تجربه بالا و... ایشان هیچ از وقت اشتباه کردن در کار نمیترسید.
این مسیر چند سال است من را در جایگاهی قرار داده تا به عنوان فردی تازه کار در زمینه Forensic Engineer کنار متخصص ترین افرادی که کارشان Forensic Analysis بود و از بالاترین مدارج علمی دانشگاهی برخوردار بودند و همه آنها آمریکایی الاصل بودند؛ بتوانم یکی از بهترین مصاحبه های تخصصی را داشته باشم. فرآیندی که در من جسارت زیادی ایجاد کرده بود. همین فرآیند باعث شد کاری را در همین کشور خودمان شروع کنم و با تمام ندیدن هایی که در بدو فعالیت بود به مرحله ای برسد که عزیزانی با بیش از ۲۰ سال سابقه در داخل و خارج پای این مبانی آموزشی بنشینند و اذعان کنند که درد پروژه های ما همین مبانی هستند. در واقع شاید من به تنهایی به این موفقیت نرسیدم بلکه پرورش آن شخص باعث این موضوع شد. اینها برای من درس شد درسی که افراد جوانتر را با همه سختی ها و بی تجربگی هایشان کمک کنم. بین این آنها افرادی هستند که میتوانند نتیجه خیلی از این پروژه ها را زیرو رو کنند. میتوانند آنقدر انگیزه داشته باشند تا جای چند نفر فعالیت کنند و خودشان را اثبات کنند. اما ما به عنوان فرد با تجربه چقدر توانستیم از این EQ استفاده کنیم و درونشان VQ درستی در یک مسیر صحیحی ایجاد کنیم؟ گاهی باید همه ما نقص را داخل خودمان پیدا کنیم!

این خاطره قطعا میتواند حاوی نکات مفیدی باشد. در دوره های مهارت نرم که با دوره IQ و EQ و VQ آغاز میگردد، درباره این مبانی مفصل صحبت خواهیم نمود. 

از طرفی مدیریت پروژه تنها یک دانش تجربی نبوده و به موارد متعدد دیگری نیز وابسته است:

- اینکه ما رویه های آنالیز مسیر بحرانی، موضوعات مربوط به آنالیز ساخت پذیری برنامه زمانی، انواع رویه های آنالیز افقی و عمودی، الزامات خصوصیات فنی برنامه  (Schedule Specs)، نحوه تدوین Basis document، برنامه های کارگاهی Short-interval، موارد مربوط به ذخیره های احتیاطی (Contingency)، سیستم کدگذاری هزینه ها مبتنی بر استاندارد مدیریت هزینه ICM، بحثهای مربوط به دفتر کل هزینه های پروژه و ماشین آلات و تاثیر ساختارهای هزینه ای بر روی مدیریت ارزش کسب شده (EVM)، نحوه تحلیل مراکز سود، رویه های آنالیز تاخیرات با کمک روشهای TIA و CAB و TSW و بسیاری از موارد دیگر اطلاع نداشته باشیم، چطور میتوان با صرف تجربه این موارد را پیاده نمود؟ این تمرکز بیش از حد بر روی تجربه خودمان آسیبی که به سازمان میزند دست کمی از یک نیروی کم تجربه ندارد.

- چند درصد نیروهای با تجربه ما در کشور این روش ها، تکنیک ها و دانش ها را اصولی و کامل میدانند؟ آگهی های شغلی پر است  از الزامات نرم افزاری و کنترل پروژه ای شده که فاصله زیادی با حل مشکل در پروژه ها دارد؛ و نهایتا بر روی PMBOK و Prince2 تمرکز دارند. مدیر پروژه فردی است که باید دانش تکنیکال را در کنار مهارت های نرم داشته باشد و این ها لزوما از تجربه بدست نمی آیدt بلکه آموختنی نیز هست. باید از روش های Mediation و Negotiation اطلاع داشته باشد، رویه های آنالیز تاخیرات را بداند، با پروتکل SCL و دستوالعمل های AACE آشنا باشد تا بتواند به حل مشکلات پروژه ها اقدام نماید.

- اینکه PMP داشته باشیم و اینها را بلد نباشیم، ۱۵ سال سابقه کار داشته باشیم و این موارد را ندانیم، از نظر ما فرق زیادی با یک نیروی صفر کیلومتر نداریم. اگرچه معتقدیم نیروی صفر کیلومتری که اینها را بداند خیلی بیشتر میتواند به پروژه به واسطه داشتن فکری صحیح تر و چیدمان دقیق تر پازل کمک کند.